مصاحبه با جرمی گوتچه ، نویسنده ایجاد آینده

ساخت وبلاگ

این بار در اطراف ما می خواهیم یک نوع پست کمی متفاوت داشته باشیم. من اخیراً این فرصت را داشتم که کتاب جدید جرمی را بخوانم و با او مصاحبه کنم. امیدوارم بحث را جالب و مفید بدانید!

من شخصاً این کتاب را پر از داستانهای الهام بخش ، بلکه تعدادی از ابزارهای عملی که می توانید در کار نوآوری خود استفاده کنید ، پیدا کردم ، که باعث می شود یک ترکیب خوب باشد.

این کتاب همچنین شامل یک نسخه به روز و اصلاح شده از کتاب قبلی خود با عنوان "بهره برداری از هرج و مرج" است که به خوبی با هم گره خورده اند تا چارچوبی را برای "ایجاد آینده" ایجاد کنند.

Jeremy Gutsche

با این حال ، بدون آزار و اذیت بیشتر ، اجازه دهید به مصاحبه واقعی برسیم!

1. من مطمئن هستم که بسیاری از خوانندگان ما قبلاً با برخی از کارهای شما آشنا هستند ، اما برای کسانی که نیستند ، می توانید کمی در مورد خودتان بگویید؟

من بنیانگذار / مدیرعامل Trend Hunter هستم که بزرگترین پلت فرم روند جهان و یک مشاوره نوآوری است.

به طور خلاصه ، ما 3. 4 میلیارد بازدید از داده ها و 170،000،000 بازدید کننده مانند یک گروه تمرکز نوآوری غول پیکر را برای کمک به افراد در یافتن ایده های بهتر سریعتر اهرم می کنیم. این امر ما را به دنیای کمک به صدها مارک در هزاران پروژه و پروژه تحقیقاتی برای پیش بینی و ایجاد آینده سوق داده است.

نیمی از کار ما در شناسایی فرصت است و نیمی دیگر با مارک ها ، میلیاردرها و مدیران عامل همکاری می کند تا به آن کمک کند ... و ما در این راه چیزهای زیادی آموخته ایم که منجر به بایگانی تاکتیک ها ، ابزار ، کارگاه ها و کارگاه ها شدچارچوب هایی که پایه و اساس این کتاب را فراهم می کند.

2. چه چیزی باعث شد شما برای نوشتن آینده ایجاد کنید و کتاب در مورد چیست؟

همه می خواهند نوآوری اتفاق بیفتد ، اما بیشتر مردم در مسیر تکرار هر آنچه که منجر به موفقیت سال گذشته شد گرفتار می شوند. به ویژه افراد باهوش ، به دلیل 7 عامل که ما را از دیدن و گرفتن فرصت جدید نابینا می کنند ، از فرصت بسیار نزدیک خود را از دست نمی دهند.

بر این اساس ، من می خواستم یک کتابچه راهنمای پایان به پایان در مورد تاکتیک ها برای تفکر مختل ، نوآوری و تغییر ایجاد کنم. من نمی خواهم کتابی بنویسم که نشان می دهد نوآوری مهم است ، بلکه یک کتابچه راهنمای پر از چارچوب است که در واقع آن را تحقق می بخشد - و من می خواستم این کار به طور مؤثر کار زندگی من در یک کتاب باشد.

برای زمینه اضافه شده ، در سال 2008 ، من یک کتاب برنده جایزه به نام بهره برداری از هرج و مرج نوشتم-150 راه برای ایجاد نوآوری در مواقع تغییر. این کتاب یک کتاب پایان به پایان در مورد تاکتیک های نوآوری بود ، و این استراحت بزرگ من بود ، زیرا ناگهان وقتی جهان آشوب آور شد ، به مرد هرج و مرج تبدیل شدم.

Gutsche – Create the Future cover

من شروع به تماس با مدیران مدیران Fortune 500 کردم تا در دوره های هرج و مرج به آنها کمک کنم. شما به یک نفر کمک می کنید ، به دیگری توصیه می شوید ، و به زودی من با یک ده مدیر عامل ، سپس 100 ، سپس 200 و غیره کار می کردم. من از هر تجربه یاد گرفتم و وقتی به آن کتاب نگاه می کنم ، می خواستم دوباره آن را بنویسمتمام تاکتیک های جدیدی که من آموخته ام و تمام قطعات گمشده ای که آرزو می کنم گنجانده باشم.

نتیجه این پروژه بود ، یک کتاب دو طرفه به نام Create the Future + کتابچه نوآوری. کتابچه راهنمای نوآوری ، نوشتن مجدد از هرج و مرج است ، اما طرف جدید ، ایجاد آینده در مورد قطعه گمشده است:

پس از کار با صدها مشتری ، قطعه بزرگی که احساس کردم از دست رفته است توانایی تغییر است. ما در مورد نوآوری و تغییر به عنوان مرتبط بودن صحبت می کنیم ، اما تاکتیک های واقعی که برای ایجاد تغییر استفاده می کنید چیست؟تأثیر تمام تله هایی که از مقاومت ما برای تغییر وجود دارد چیست؟

به نظر می رسد ، بسیاری از این تله ها وجود دارد ، و تکنیک های دقیقی وجود دارد که می توانید برای بهتر کردن استفاده کنید.

احساس کردم این مهمترین جنبه واحد در هر یک از پروژه هایی است که من بخشی از آن بودم. بنابراین طرف اول کتاب ، ایجاد آینده ، همه چیز در مورد آن توصیه های مفقود شده در مورد مهمترین چیز لازم برای ایجاد ایده شما به واقعیت است: تاکتیک هایی برای تفکر مختل کننده.

3. من واقعاً از چگونگی به اشتراک گذاشتن برخی از مبارزات نوآوری خود لذت بردم. تنها چیزی که آرزو می کنید قبلاً آموخته اید چیست؟

در اوایل شکارچی روند ، ما موفقیت زیادی در زمینه ترافیک وب سایت را تجربه کردیم ، که باعث شد ما در مسیر خودمان به سادگی پیگیری دیدگاه های بیشتر گرفتار شویم. در یک مقطع ، ما تقریباً نسبت به هر روزنامه روی کره زمین ترافیک بیشتری داشتیم ، اما ما الگوی تجاری برای حمایت از هزینه های خود نداریم.

سپس ، در حدود سال 2010 ، ما سال بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم که شرکای آژانس تبلیغاتی ما سقوط کردند و ما را در یک مکان سخت قرار دادند. ما مجبور شدیم بفهمیم که چگونه می توان شرکت را محور کرد و همه ایمیل های گذشته و تعامل مشتری خود را با هم شانه کرد تا ببینیم آیا در این راه یک ناگت طلا وجود دارد یا خیر.

در نهایت به ایمیلی از مشتری ("سارا") در نستله برخوردم که گفت: "ما عاشق این چیز شکارچی ترند، می توانید یک نسخه سفارشی برای ما بسازید و شاید اگر به شما پول بدهیم، گزارش ها و کارگاه های آموزشی بسازید؟"من حتی جواب نداده بودم و 2. 5 سال گذشته بود. به هر حال، من پاسخ دادم... ما کسب و کارمان را محور قرار دادیم... و 700 مشتری بعد، به نظر می رسد که باید سال ها زودتر به سارا پاسخ می دادم. من خودم را تصور می کنم که چقدر جلوتر خواهیم بود.

با این حال، من در مسیری گیر کرده بودم و وقتی همه چیز خوب پیش می رود، تکرار تصمیمات گذشته خیلی آسان است. برای اینکه بتوانم فرصت هایم را بهتر ببینم، باید: فرصت ها را بازتر کنم، بیشتر با مشتریانم صحبت کنم و عمیق تر این سوال را بپرسم که آیا قبلاً در مسیر بهینه ام بوده ام یا نه. نیاز داشتم مخلانه تر فکر کنم!

4. 7 تله وابستگی مسیر یکی از مفاهیم کلیدی کتاب است. کدام یک از این موارد را رایج ترین و/یا آسیب رسان تر می دانید؟

به نظر من، قدرتمندترین مفهوم در واقع ترکیبی از "تله های موفقیت" و "تله های عصبی روانشناختی" ما است. به طور خلاصه، وقتی موفق می شویم، از شکار فرصت های جدید دست می کشیم.

با این حال، وقتی این را با این واقعیت ترکیب کنید که مغز ما حتی نمی خواهد مسیرهای جدید فرصت ها را به ما نشان دهد، در نهایت در مسیری واقعا خطرناک قرار می گیریم.

ما در نهایت در یک شیار گرفتار می شویم، کور از این واقعیت که گزینه های بسیار دیگری در مقابل خود داریم. این ترکیبی از تله ها توضیح می دهد که چرا بسیاری از برندهای موفق و نمادین در نهایت توسط فناوری هایی که ممکن است حتی در ایجاد آنها نقش داشته اند، مختل شوند.

خبر خوب این است که انواع تاکتیک هایی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا بررسی کنید که چقدر مغزتان شما را محدود می کند و از گرفتار شدن در یک شیار جلوگیری کنید.

5. شما با بسیاری از برترین نوآوران شرکتی روی کره زمین کار کرده اید، به نظر شما رایج ترین اشتباهاتی که آنها مرتکب می شوند چیست؟

اکثر مردم متوجه نمی شوند که واقعاً چقدر به فرصت های جدید نزدیک هستند، به ویژه زمانی که فرصت در بازار خودشان است.

به نظر غیرشهودی می رسد، اما واقعیت این است که فرصت های جدید ظریف و ناخوشایند هستند، به ویژه برای افرادی که از قبل در بازار معینی «خوب عمل می کنند» آسان و ناخوشایند هستند. ما همچین چیزی رو امتحان کردیمما می دانیم که کار نخواهد کرد. ما در حال حاضر یک راه حل سودآور در آنجا داریم. این فناوری به کندی در حال توسعه است، اما ما به آن توجه داریم. ما آن آزمایش را متوقف کردیم…”

قدرت کور کننده تخصص خود را بشناسید و پتانسیل بیشتری را در راه حل های رقیب و ایده های جدید و بی دست و پا فرض کنید.

6. شما ارزش کارگاه های خوب و رونق را برجسته کرده اید. با این وجود ، به نظر می رسد بسیاری از شرکت ها با کارگاه های خلاقانه ای که در آن حضور دارند دست و پنجه نرم می کنند. نکات برتر شما برای دریافت ارزش بیشتر از آنها چیست؟

طیف گسترده ای از عملکرد وجود دارد که شخص می تواند از اجرای کارگاه با تیم خود داشته باشد. یک کارگاه می تواند از بین برود و مانند یک هدر رفتن ناخوشایند از زمان افراد سالخورده احساس کند ، یا می تواند مراحل بعدی تراز ، خرید و عملی را ایجاد کند.

Jeremy Gutsche on stage

با توجه به قطبیت نتیجه ، یاد بگیرید که زمان را در یادگیری تاکتیک های اثبات شده و آزمایش شده با نبرد که نتیجه می گیرد ، سرمایه گذاری کنید. وقتی من یک کارگاه آموزشی برای مبتکران پیشرو در جهان مانند Google ، Coca-Cola ، NASA ، Disney یا Universal اجرا می کنم ، آنها تمایل دارند که این کارگاه ها را با دقت بیشتری انجام دهند ، زیرا آنها ارزش افراطی را که می تواند توسط یک کارگاه خوب انجام شود تشخیص می دهند ... بنابراینآنها زمان شخصی بیشتری را برای یادگیری تاکتیک های کارگاه سرمایه گذاری می کنند که پتانسیل به دست آوردن نتایج را افزایش می دهد. شما هم باید! علاوه بر این ، مزایای مختلفی برای یک کارگاه وجود دارد. علاوه بر هدف نهایی ارائه ایده ها و مراحل بعدی ، شما در واقع در حال آموزش مغز خود هستید تا از دیدگاه های مختلف به دنبال مشکلات باشید. شما خودتان را آموزش می دهید تا خلاق تر باشید!

7. اگر یکی از خوانندگان ما در ایجاد حس فوریت پیرامون نوآوری در سازمان خود مشکل دارد ، چه چیزی را پیشنهاد می کنید؟

برای ایجاد فوریت ، کارگاهی که من دوستش دارم (که در کتاب است) ، Utopia vs Dystopia نامیده می شود.

در این تمرین ، تیم هایی را به دست می آورم که 5 سال از این حالا که سازمان آنها از هم جدا شده است ، تصور کنند (یعنی دیستوپیا).

عواملی که واقعاً فکر می کنید می تواند به چنین سناریویی منجر شود چیست؟آیا نسل بعدی استعداد را استخدام نکردید؟به اندازه کافی سریع با فناوری سازگار شوید؟چه عواملی باعث چنین نتیجه ای می شود؟

بعد از 10 دقیقه یا بیشتر ، تمرین مخالف را انجام دهید ، تصور کنید که چه عواملی ممکن است منجر به اتوپیای شما شود. در بیشتر مواقع ، این تمرین فوریت ایجاد می کند زیرا رهبران شروع به درک این موضوع می کنند که اگر تغییر رخ ندهد ، سناریوی دیستوپی چقدر می شود.

در همین حال ، مشخص خواهد شد که آرمانشهر نیاز به کار دارد. مرحله بعدی فیلتر کردن از این لیست به سه منطقه برتر برای نوآوری است که این یک تمرین است که باعث ایجاد تراز و مسیری برای مراحل بعدی می شود.

8. با تشکر از وقت شما جرمی! افکار پایانی یا کلمات خرد برای خوانندگان ما وجود دارد؟

در دوران تغییر سریع و فرصت ما ، شما به سطح بعدی خود نسبت به آنچه احتمالاً متوجه می شوید نزدیکتر هستید.

این سطح بعدی ممکن است یک نقش بزرگتر ، محصول جدید ، خدمات جدید یا فقط یک روش متفاوت برای انجام کارها باشد ...

اما سادگی این است که شما از آنچه فکر می کنید نزدیکتر هستید. مسئله این است که شما احتمالاً توسط 7 تله وابستگی مسیر مانع شده اید. بیاموزید که بر آن تله ها با تفکر مختل کننده غلبه کنید و سریعتر به سطح جدیدی از موفقیت خواهید رسید. شما ... آینده را ایجاد خواهید کرد!

جرمی گوتچه نویسنده ایجاد آینده: تاکتیک هایی برای تفکر مختل کننده (مطبوعات سریع شرکت ، 10 مارس 2019) و مدیرعامل Trend Hunter ، بزرگترین سکوی روند جهان است.

ps. یادداشت ویرایشگر: نظر شما در مورد این قالب مصاحبه چیست؟آیا باید قطعات بیشتری مانند این انجام دهیم؟لطفا اجازه دهید تا ما بدانیم!

به نوآوری و رهبری علاقه دارید؟

در وبلاگ ما مشترک شوید و به نوآوران 40K+ دیگر که آخرین داستانهای ما در مورد نوآوری ، رهبری و فرهنگ را می خوانند ، بپیوندید.

پلن سرمایه گذاری...
ما را در سایت پلن سرمایه گذاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیلا اوتادی بازدید : 43 تاريخ : پنجشنبه 3 فروردين 1402 ساعت: 12:28