- اکثریت قریب به اتفاق "تماس های بزرگ" اتلاف وقت آزار دهنده است.
- "درست" یا "گرفتن یک تماس بزرگ" ارتباط چندانی با تجارت واقعی ندارد.
- معامله گران بزرگ دارای توپ هستند ، اما مطمئناً جهنم کریستال نیست.
- درست بودن و کسب درآمد دو چیز کاملاً متفاوت است.

چرا تماس های بازار در جدول-به ویژه آنهایی که به دلیل جلب توجه به رسانه ها می خورند-بیشتر از اتلاف وقت نیست؟
گذشته از انتخاب گیلاس شایع-قدم به سمت راست کنید و نظر را انتخاب کنید!- یک دلیل مهم به این دلیل است که تجارت موفق مربوط به پیش بینی نیست (یعنی "درست" بودن). در عوض ، این در مورد دیدن بازارها به عنوان یک بازی شانس است و درک پیامدهای کامل از این معنی است.
اول و مهمتر از همه ، دیدن بازارها به عنوان یک بازی شانس به معنای دائماً شانس به نفع شما است.
همیشه عمل عملی ... همیشه در کنسرت با دیکته های مشاهده و تجربه ... همیشه با اهداف دوقلوی حداکثر سود و به حداقل رساندن ریسک (مطابق با طیف کامل معاملات) هماهنگ است.
در دنیای واقعی و واقعی ، روز به روز اعدام-چیزی بیش از حد بسیاری از صاحبنظران دانش بسیار کمی از آن دارند!- این به معنای پرورش تمرکز بی رحمانه بر درآمدزایی است ، با این که "حق" در لیست اولویت های معاملاتی است ، عملاً یک اتفاق پس از آن است.
از آنجا که ، در مورد آن فکر کنید - اگر از نظر عاطفی و فکری روی "درست بودن" متمرکز هستید ، پس واقعاً روی کسب درآمد متمرکز نیستید ، آیا هستید؟
یا ، اگر شما از تمام خمیر مورد نظر خود را با "درست بودن" اسیر می کنید ، احتمالاً شما ناامید کننده در تعصب تأیید شده و به شدت از خطر نزولی غافل می شوید.
P& L اول!
از طرف دیگر ، بیایید بگوییم که تمرکز اصلی تجارت شما در واقع درآمدزایی است (همانطور که باید باشد). بیایید بیشتر بگوییم که تعداد معدودی از معاملات جدید به درستی عمل نمی کنند (یا اینکه اسکریپت بازار در غیر این صورت از کار خارج می شود).
خوب ، اگر P& L (یعنی کسب درآمد) تمرکز بی رحمانه است ، چه می خواهید به خودتان بگویید که وقتی همه چیز از آن استفاده می شود؟این که شما باید به اسلحه های خود بچسبید و آن موقعیت های بد بو را حفظ کنید ، زیرا ، شما "درست" هستید و بازار اشتباه است؟
به هیچ وجه خوزه. یک معامله گر واقعاً خوب ابتدا به نفع P& L عمل خواهد کرد ... حتی اگر این بدان معنی باشد که "اشتباه" در ارزیابی اولیه شخص از یک تجارت. برای معامله گران اختیاری ، یعنی کسانی که مجبور به تصمیم گیری مداوم به عنوان بخشی از نظم و انضباط خود هستند ، این نوع چیزها همیشه اتفاق می افتد.
به عبارت دیگر ، "درست" بودن ، هر بار که یک تغییر بازار تغییر ذهن را تغییر می دهد ، یک پشتی برای ساخت یا حفظ $ $ $ می گیرد.(و با این حال ، به نظر می رسد که انواع جدول وصل نمی شود نظر خود را تغییر نمی دهد. توجه داشته باشید؟)
هیچ راهی در اطراف آن وجود ندارد: درست بودن و کسب درآمد در اولویت های رقابت است ... و تمرکز روی یکی از دیگری را بسیار کاهش می دهد.
پیش بینی در مقابل محکومیت
چیز دیگری: مهم است که بین تماس های چشمک زن و ارزیابی های احتمالی با هماهنگی بالا بر اساس شواهد انباشته شده و خواندن واضح از شرایط بازار ، تمایز قائل شویم. اولین سفر یک سفر نفس است. دوم شرط بندی با شانس به نفع شما است.
تجارت خوب لعنتی مانند دست پوکر خوب لعنتی است. شما به ندرت اگر تا به حال 100 ٪ اطمینان داشته باشید (و مطمئناً وانمود نمی کنید که انجام می دهید) ... اما مطمئناً می توانید بر اساس پویایی موقعیتی دست ، زمانی که وقت آن است که شرط بندی کنید ، بدانید.
جان هوسمان مفهوم احتمال مشروط را به خوبی توضیح می دهد (من می دانم ، هوسمان؟ طنز از من فرار نمی کند ، اما این از این توضیح جلوگیری نمی کند ، این بدان معنی است که او نمی تواند از توصیه های خود پیروی کند):
از دیدگاه بیزی ، اگر همیشه در هنگام وقوع X ترکیب خاصی از اطلاعات را مشاهده می کنید ، و هرگز در صورت عدم حضور X ، همان داده ها را مشاهده نکنید ، حتی اگر X در زیر کلاه پنهان باشد ، نتیجه می گیرید که X به احتمال زیاد در آنجا است. اگر ببینم دلقک هایی که در اطراف فروشگاه های مواد غذایی در حال خرید بادام زمینی هستند ، در وسط آنچه که معمولاً یک میدان باز است ، یک چادر بزرگ بزرگ با دو چرخه در جلوی آن وجود دارد ، متاسفم ، می خواهم نتیجه بگیرم که سیرکدر شهر است

برش از طریق تله
یک چیز نهاییبیایید بگوییم دو سناریوی مخالف وجود دارد ، هر دو قابل قبول هستند (یک پدیده نسبتاً منظم در بازارها). سناریوی قابل قبول A می گوید بازار "بالا". سناریوی قابل قبول B می گوید بازار "پایین". کدام کدام را انتخاب می کنید؟
آسان - شما نگران آن نیستید. شما تماشا می کنید و صبر می کنید ... و اجازه دهید عملکرد قیمت راهنمای شما باشد.
یکی از موارد عالی در مورد عملکرد قیمت ، روشی است که از طریق "فلج تجزیه و تحلیل" مانند چاقوی داغ از طریق کره جدا می شود.
به عبارت ساده ، عمل قیمت از طریق گلوله کاهش می یابد. این یک چراغ به پاهای ما است (یا به عبارت بهتر ، P& L ما).
ما می توانیم بیشترین استفاده را از سیگنال های عملکرد قیمت داشته باشیم ، زیرا به عنوان معامله گران MO ما زیرک و مایع هستیم. ما قایق های سریع هستیم ، نه حامل هواپیما. نه برای ما مشکلات صندوق بازنشستگی مخفی ، مدیر وفاداری ماموت که باید فقط برای جابجایی سوزن ، یا هیئت مشاوره ای از یخچال و فریزر که سه ماه طول می کشد برای تصمیم گیری ، 200 میلیون دلار ارزش سهام خریداری کند. کوچک و سریع بودن ، می توانیم در زمان واقعی یک سکه را روشن کنیم ... و به این ترتیب محدودیت های تند و تیز را که بزرگ و آهسته را طاعون می کند ، دور بزنید.
بنابراین ، پیش بینی را فراموش کنید - و هر کسی را که سخت تلاش می کند تا با ساختن یکی از آنها توجه شما را جلب کند ، تنظیم کنید. به جای آن ، روی شانس ها و بازی کردن سناریوهای مختلف تمرکز کنید و از هر کسی که "می داند" چه اتفاقی می افتد ، احتیاط کنید.
اگر می خواهید به عنوان یک معامله گر به طور مداوم موفق باشید - برای حک کردن بخش های بزرگی از سود به سبک MO - در اینجا نحوه انجام این کار آمده است:
شما زمان و انرژی را برای توسعه یک پیش بینی انعطاف پذیر سرمایه گذاری می کنید - خواه برای یک صنعت ، کالا ، ارز یا حتی خود بازار گسترده باشد.
شما اطلاعات را از منابع با کیفیت بالا هضم می کنید ، اما با هدف هماهنگی با بازار ، عدم پذیرش برخی از پیش بینی های دور از آهن که در وهله اول نمی تواند ماهیت پویا بازارها را به خود اختصاص دهد.
شما تکالیف اساسی خود و کار با دقت خود را انجام می دهید ، و داده های مفیدی را جمع می کنید تا حس احتمالات مشروط و ارزیابی های مبتنی بر شانس را به شما ارائه دهد. شما در نقشه برداری از مجموعه های تجاری بالقوه خود با احتمالات و نه اطمینان ، کار می کنید.
شما این تمرکز اصلی خود را برای بدست آوردن یک دسته از سناریوها - همگام سازی با "اسکریپت بازار" - بر خلاف مشاوره با یک توپ کریستالی انجام می دهید. شما مرتباً با نمودارها مشورت می کنید و آگاهی کلی در مورد نحوه موقعیت سایر شرکت کنندگان در بازار را حفظ می کنید. شما همه فعالیت ها را با تمرکز بی رحمانه بر درآمدزایی در مقابل "درست بودن" پوشانده اید.
و بعد ، هنگامی که وسیله نقلیه تجاری شما به یک نقطه عملی نزدیک می شود ، تماشا می کنید و منتظر می مانید ... و به شما اجازه می دهید که عملکرد قیمت به شما بگوید چه کاری انجام دهید.
نقل قول تجاری مورد علاقه من از شهرت بروس کوونر از بازار جادوگران بازار است. او کار یک معامله گر را به این دلیل قرار داد.
یکی از مشاغل یک معامله گر خوب ، تصور سناریوهای جایگزین است. من سعی می کنم تصاویر ذهنی مختلفی از آنچه جهان باید باشد شکل دهم و منتظر تأیید یکی از آنها باشم. شما آنها را به طور همزمان امتحان می کنید. به ناچار ، بیشتر این تصاویر اشتباه به نظر می رسد - یعنی فقط چند عنصر تصویر ممکن است صحیح باشد. اما پس از آن ، به طور ناگهانی ، می فهمید که در یک تصویر ، نه از ده عنصر کلیک کنید. سپس آن سناریو به تصویر شما از واقعیت جهان تبدیل می شود.
جادوگر دیگری که در سری نمادین Schwagger وجود دارد ، استن وینشتاین است (وی یک کتاب تجاری عالی با عنوان "اسرار برای سودآوری در Makrets Bull and Bear" را تألیف کرد). به هر حال ، استن که شعار "نوار می گوید همه" یک تایمر بازار باورنکردنی بود - او پول زیادی را برای بازی در نوسانات بزرگ در بازار بدست آورد.
او این کار را با داشتن یک ایدئولوگ ، داشتن نظر در مورد بازار و سپس جستجوی داده ها انجام نداد. او به آنچه که او "وزن شواهد" می نامید ، نگاه کرد ، که برای او داشبورد 48 شاخص بازار فنی بود که همه چیز را از سطح بدهی حاشیه گرفته تا گسترش اعتبار ، نسبت های فراخوانی ، فروش کوتاه عجیب و غریب و موارد دیگر نگاه می کردبشر
این شاخص ها هرگز به او "شرط مطمئن" ندادند. آنها فقط نقاط داده بودند که در یک زنجیره مداوم در حال تحول در جایی که نوار داور نهایی بود ، به شانس اضافه می کردند.
فرآیند متفاوتی نسبت به آنچه توسط کسانی که با اطمینان پیش بینی می کنند رکود اقتصادی از آخرین مورد پیش بینی کرده اند ، اینطور نیست؟
در سری پست های زیر ، ما می خواهیم سناریوهای متناوب را تصور کنیم و با طی کردن فرآیند خود برای بیرون کشیدن سیگنال از همه سر و صدا ، وزن شواهد را ارزیابی کنیم.